عبد الجليل قزوينى رازى
10
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
اعمال بقيامت ، و خلاف وعده نكند ، و رنج نيكوكاران ضايع نكند ، و پيغمبران را تصديق كند ، و آدم و محمّد و همهء انبيا را و اوليا را و مؤمنان را « 1 » بىشبهت ببهشت فرستد ، و بو جهل و فرعون و همهء كفّار را بقطع بدوزخ فرستد ، اگر اين خدا را ثنا مىكند مرحبا بالوفاق كه خلاف زايل شد و مقصود حاصل ، و اگر ازين لفظ آن خدا را ميخواهد كه كفر فرعون و نمرود و ابليس او آفريننده « 2 » است ، و هم « 3 » تكليف ما لا يطاق كند ، و رنج نيكوكاران ضايع كند ، و همهء فضايح و قبايح از فعل او باشد ، بيان بايست كردن تا مذهب قائل در اثبات خداى پوشيده نبودى ، و آن خداى كه موصوف بودى بصفات نقص مستحقّ حمد و ثنا بودى بنزديك عقلا يا نه ، پس با ثبوت مذهب جبر و تشبيه اين اجرا بر اطلاق مرضىّ و محمود نباشد ، و اين ثنا مقبول و مسموع نباشد . امّا جواب اين كلمات كه گفته است : « و ثنا و درود بر رسولان خدا » دانم كه ازين رسولان آدم صفى را مىخواهد تا بمسيح مريم عليهم السّلام ، و درين اجرا صورت مذهب خويش فراموش كرده كه مذهب خواجه و همهء « 4 » مجبّران چنانست كه آدم در خداى عصيان كرد ، و نوح از براى پسر كافر از خداى تعالى طلب امان كرد ، و موسى عمران عمل شيطان كرد ، و يوسف صدّيق همّت بزناى نسوان كرد ، و داود با زن اوريا همچنان كرد ، و ايّوب نعمت خداى را كفران كرد تا بارى تعالى نفس او را طعمهء كرمان « 5 » كرد ، و بارى تعالى صخر جنّى را به صورت سليمان
--> ( 1 ) - م ح : « و همهء انبيا و اوليا و مؤمنان را » . ( 2 ) - م ح : « آفريده » . ( 3 ) - نسخ : « همه » . ( 4 ) - ح : « مذهب خواجه و آن همه » . ( 5 ) - كرمان جمع كرم است به فارسى ( بكسر كاف عربى ) و معنى آن معروف است و الف و نون آن علامت جمع است از قبيل الف و نون در « موران » و « ماران » و امثال آن ، سعدى در بوستان ( در باب اول در قطعهاى ، ص 43 چاپ طهران بتصحيح امير خيزى ) گفته : « طمع كرده بودم كه كرمان خورم * كه ناگه بخوردند كرمان سرم » و اشاره بقصهايست كه جهال و قصاص و هنگامهگيران نقل مىكنند كه در تن حضرت ايوب در ايام بيماريش كرم پديد آمد و آن قصه از اكاذيب و ترّهات است چنان كه در تعليقهء 9 بتفصيل و استدلال بيان خواهد شد ان شاء اللّه تعالى .